پارک
وایییییییییییییی چه سورپرایز قشنگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ممنونم عشقم با تمام وجود دوستت دارم و می پرستمت. من و ساینا همیشه ممنون محبتهای بی دریغ تو هستیم.
***********************************************************

برنامه هر روزه ما به این شکل شده
ساعت 8 تا 5 سرکار-- ساعت 5:30 تا 7:40 خرید واسه خونه و پارک - ساعت 8 تا 11 شب آشپزی و رسیدگی به امور خانه مثل ظرف شستن و مرتب کردن خانه منفجر شده توسط ساینای عزیز
اما تو این پارک رفتن ها برنامه ها داشتیم ،
یه روزی از این روزا، خسته بودم و گفتم نمی ریم پارک ، قسمم دادی تو رو خدای چشمای قشنگ منو ببر پارک ( قسم رو حال کردیی ؟ یک عدد مامان به این شکل
) و اونجا پا کردی تو یه کفش که الا و بلا برای من دوست پیدا کن ، ما هم که هی در به در به دنبال دوستی برای شما بودیم بلاخره موفق شدیم یه دوست ناب برایتان پیدا کنیم. یه مرسی به من گفتی و تشکر کردی که داشتم ذوق مرگ می شدم.
ولی چشمت روز بد نبینه 5 دقیقه نگذشته بود و من هنوز در کیف کردن آن تشکر شما بودم که آمدی و فرمودی آخه این چه دوستیه واسم پیدا کردی همش میره سرسره سبزه رو سوار می شه نمی یاد سرسره زرده. ای بابا خوب این برای خود معظلی است که نشان می دهد این دختر خانم گل گلاب به درد دوستی با شما نمی خورد.
ناچار ما دست به دامان دخمل خوشمل دیگری می شویم.
دختر خانم با مامانش بود. و در مقابل سئوال ما که می یای با دخملی ما بازی کنی و دوست شوی کله ای تکان داد . مادرها که ما باشیم پیشنهاد دادیم سوار الاکلنگ بشوید امااااااااااااااااااااااااا چشمتان روز بد نبیند هر دو بدو بدو رفتید و هر دو می خواستید سوار یک طرف الاکلنگ شوید و هیچکدام به هیچ صراتی مستقیم نبودید که طرف دیگری هم الاکلنگ برای سوار شدن دارد. و این دوستی در همان ثانیه های اولیه به جنگ و دعوا ختم شد و من چون دیدم به همین منوال بگذرد لحظات خطرناکی خواهم داشت دستت را گرفتم و با توضیح در مورد دوستی و آداب دوستی به طرف منزل روانه گشتیم.


خدایا شاکرم


پارک
