سایناساینا، تا این لحظه: 16 سال و 6 روز سن داره

ساینا تمام زندگی و دنیای من و بابایی

فرشته کوچولوی من

1392/12/6 14:28
نویسنده : مامانی
480 بازدید
اشتراک گذاری

فرشته کوچولوی من ؛ این جمعه یه مراسمی به مناسبت عید توی یه سالنی مهد براتون ندارک دیده که شما  بچه های مهد می خواین هنر نمایی کنین و کلی ما بابا مامانا رو سر گرم کنین.

عروسک من شما هم که این هفته بس که شعراتو تو خونه خوندی من و بابا جوی حفظ حفظ شدیم و جالب اینکه بابا نا خودآگاه چندین بار این شعرا رو با خودش زمزمه می کنه.

شعرهات

1-

سلام مامان و بابا

چطوره حال شما؟

هستیم خوشحال و خندان

چوگلهای گلستان

سلام به تو مامان جون؛ سلام به تو بابا جون

شادی بکن همیشه    اخم بکنی نمی شه

2-

آهای آهای خبر دار

چند تا شیرینی بردار

رسیده از راه دور

فصل قشنگ بهار

خبر داده قاصدک

عید شما مبارک

بچه ها آی بچه ها عید شما مبارک

3-

جیک و جیک و جیک                صدای چی بود؟

جوجه پر طلائی بود

طفلی گرسنه اش شده              دوباره تشنه اش شده

در اومده از خونههههه                 دنبال آب و دونه

اما انگار ترسیده                       رنگ و روشم پریده

جوجه چرا ترسیدی؟                 نکنه که گربه دیدی؟؟

اینم تیپ روز جشنته که می خوای فرشته کوچولو بشی ؛ فدات بشه مامان

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان آریا
20 اسفند 92 10:57
سلام ماشائ اله به این دختر مثل دسته گل خدا برات نگه داره شعرها خیلی عالی بود دنبال شعر مناسب برای بهار میگشتم دستت درد نکنه شما خوبی؟ چه خبر؟ ممنونم عزیزم خوشحالم مفید بود