دخمل قرتی مننننننننننننن
ای خداااااااااااااااااااا، چقدر دلم برای عسلم تنگ شده. امروز یواشکی از در اتاقت نگاه کردم دیدم با پشه بندت بازی می کنی حرف می زنی خانمم. ساعت 6 صبح. و من رو صدا می کنی . به من می گی با- و به بابایی می گی آ. هر روز همون موقع ها بیدار می شی . آخه می دونی باید بری مهد و مامانی بره سر کار تا بتونه بهترین چیزها رو برات بخره گلکم.
قربونت برم که از 15 فروردین مستقلی و تو اتاق خودت تنهایی می خوابی و من شبها فقط 3 بار می یام شیرت می دم و بر میگردم. از خواب که بیدار می شی مگر اینکه خیلی گشنه باشی گلم وگر نه هیچ وقت گریه نمی کنی. آخه من فدای تو بشم که اینقدر عاقل و دختر آرومی هستی . وایییییی چقدر دلم می خواد الان بغلم بودیییی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دخمل قرتی مننننننننننننن
